{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
aida68
۱۰۲
پسند
آن یار که عهد دوستاری بشکست
آن یار که عهد دوستاری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست
میگفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
سعدی
دانلود
۱.۲k
۰۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۱۱
)
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...
آیه_تراپی | وقتی چیزی رو از دست دادی و فقط تلخی ماجرا رو می...
پایان آدمیزادنه از دست دادن رفیق است...نه رفتن یار...نه تنها...
چرا استیضاح وزیر امور خارجه را در سامانه مجلس ثبت کردم؟دکتر ...
یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا میفشرد د...
یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست دادهای،به عقب نگاه میک...
آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...
مادری روی زمین نشسته تا همقد دستهای پسرش شود.آب را که روی ...
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینمدلی بیغم کجا جویم که ...
السلام علی المهدی عجل الله
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین