نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را

نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را

تا خون بدل به باده شود در رگان من...

حسین منزوی
دیدگاه ها (۱۰)

اگر دروغ رنگ داشتهر روز شایددهها رنگین کمان ، در دهان مانطفه...

آن یار که عهد دوستاری بشکستمی‌رفت و منش گرفته دامان در دستمی...

خدا را در نگاه زنی به جا آوردم که خیر ندیده ی عشق بود اما دس...

ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایممست از...

🌱💚 بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها ...

دستم بگیر نازم بکش که عاشقم و دل شکسته ام از خود مران مرا که...

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کنزان نرگسان مستِ خودت روبه را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط