{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه‌ها sahba73 14431819

دیدگاه ها (۶)

عشققصه‌ای بود که مادر بزرگشب‌های زمستان برایم می‌بافت:یکی از...

یا دستم را بگیریا هر چه می توانی از من دور شو...متنفرماز ریا...

نترسم که با دیگری خو کنیتو با من چه کردی که با او کنی

برگشت گفت: پیر شوی مادر با خودم گفتم: بد هم نمی گوید؛پیر شوم...

من اگر شعرنگویم همه را خواهم کشت

...#عشق #love #خواهر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط