دلم یک دوست مےخواهد؛
دلم یک دوست مےخواهد؛
که بشود با او حرف زد
وپشیمان نشد
دلم یک دوست مےخواهد؛
بشود بااو حرف نزد
و بازهم آرام شد
دلم یک دوست مےخواهد ؛
که نگاه در نگاهش بنشیند
و آرام گیرد
دلم یک جاده مےخواهد؛
که بشود دوشادوش
در آن هم قدم شد و رفتـــ
دلم یک سقف مےخواهد؛
که بشود زیر آن خندید
یک غروب؛
یک خورشید ؛
که بشود با او حرف زد
وپشیمان نشد
دلم یک دوست مےخواهد؛
بشود بااو حرف نزد
و بازهم آرام شد
دلم یک دوست مےخواهد ؛
که نگاه در نگاهش بنشیند
و آرام گیرد
دلم یک جاده مےخواهد؛
که بشود دوشادوش
در آن هم قدم شد و رفتـــ
دلم یک سقف مےخواهد؛
که بشود زیر آن خندید
یک غروب؛
یک خورشید ؛
- ۱.۱k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط