{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌اولین بار که رفتیم خواستگاری

‌اولین بار که رفتیم خواستگاری
بابام دختره رو دید گفت این زیادی خوبه
تو به دردش نمی‌خوری


پا شدیم اومدیم

حالا اونا هی میگفتن پسر شما اونقدرا هم بد نیس
بابام می‌گفت نه ، دخترتون رو بدبخت نکنید😂😂😂
➖➖➖➖➖➖
لبخند شما آرزوی ماست 😊
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ممنوع

رمان

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

سلاممممبچه ها این اولین تکپارتی ایه که من دارم مینویسم ببخشی...

دید پنهان ,انفجار اشکار

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط