چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
پارت آخر






کوک . ومد پایین
جیمین. فکر نمی کردم انقدر زود بخوابه
کوک . خوب بچه اس دیگه زود میخوابه بعدم ساعت ۱۱ شبه بایدم می خوابید توام برو خونه ات بخواب
جیمین . نه نمیرمم.... من خیلی از ا/ت خوشم ومد خیلی دختر پایه و باحالیه میخام فردا هم که کلی باهاش وقت بگذرونم
کوک . بچه شدی جیمین ؟
جیمین . نه ولی خیلی از اخلاقش خوشم ومد
کوک . هعی ... باشه .. شما هم میمونید؟
جین . شوگا . با اجازه شما بله میمونیم
کوک . اوکی... اتاق مهمان که میدونید کجاس برین بخوابین...... شب بخیر
همه . شب بخیر
ویو فردا
ا/ت . از خواب بیدار شدم و کار های لازم رو کردم و یه لباس خوب پوشیدم قرار بود امروز با بابا برم باند خیلی ذوق داشتم ... وایستا من .. من چی گفتم ؟ بابا ؟ یعنی انقدر بهم امنیت داد که همچین چیزی گفتم ..
اجوما . خانم ... صبحانه حاضره پدرتون و مهمان هاتون منتظرتونن
ا/ت . ومدم اجوما .. ( رفت پایین
ا/ت . سلامم به همگی
همه . سلاممم
کوک .بیا پیش من بشین ( لبخند
ا/ت . چشم بابا
کوک. جیمین . چییی؟ ( تعجب
ا/ت . ووو. ببخشید اگه دوست ندارید نمی گم بابا
کوک . نه اشکالی نداره... بگو ( لبخند
جیمین . تو فکرم منم یه بیارم
کوک. خوبه اینجوری ا/ت هم تنها نیست
شوگا . پلیز صبحانتون رو بخورید بریم باند کلی کار داریمم
همه . باشه
بعد از صبحانه
کوک . من میرم یه دوش بگیرم زود میام
شوگا . فقط زود باش کوک
کوک . باشه ( رفت
جیمین . ا/ت تو خیلی باهوشی من میخام یه سوال ازت بپرسم
جین . جیمین فقط اگه ون سوال چرتت رو بپرسی من میدونم و تو منحرف
ا/ت . چه سوالی؟
جیمین . تو چیزی درباره رابطه میدونی ؟ قصد بدی ندارمااا ولی همون طور که جین گفت من خیلی منحرفم
ا/ت . امم نه چی هست ؟
جین . هیچی نیس ( یکی زد پس گردن جیمین
ا/ت . من میرم بالا الان میام
جین . باشه ..... پسره احمق منحرف
جیمین . چیه خووو
جین . مرض
ا/ت . وقتی از اتاقم ومدم بیرون بابا هم ومد بود بیاد و میخواست بیاد پایین منم رفتم پیشش
ا/ت . بابا
کوک .بله ؟ ( لبخند
ا/ت . رابطه چیه ؟
کوک . چییی؟ کی همچین چیزی گفته‌؟ اصلا چیزی نیست که به سنت بخوره لطفا اصلا سمت این چیزا نرو
ا/ت . چیزی نیست همین طوری برام سوال پیش ومد چشم خیالتون راحت
کوک . آفرین دخترم تو باید یه مافیا قدرتمند بشی بدون نیاز به این چیزا
ا/ت . ( لبخند
کوک . بریم؟ بقیه منتظرن
ا/ت . بریم؟( لبخند
همگی رفتند باند و اعضا همه چیز رو برای ا/ت توضیح دادن و کم کم شروع کردن آموزش دادن بهش تا یه مافیا بشه ...
۸ سال بعد
ا/ت الان بزرگ ترین دختر مافیاس و قدرت و هوشی باور نکردنی داره و همراه با پدرش جونگ کوک باند رو اداره میکنه و به عملیات می ره و مثل همه میجنگه و تمامی دشمنانش با اینکه ا/ت فقط ۲۰ سالشه ازش میترسن.....
ا/ت . هیچ وقت تصور نمی کرد از یه دختری که روبه افسردگی بود تبدیل به یه مافیا قدرتمند بشه ...





پایان ♡
دیدگاه ها (۱۵)

سناریو بی تی اس درخواستی وقتی توی مهمونی یکی بهت نزدیک میشه ...

چند پارتی درخواستی پارت 5جیمین. نگفته بودی ؟ ( آروم شوگا. ...

ONLY MINE PART 24ا/ت . تقریبا نیم ساعت تو راه بودیم و بعد رس...

چند پارتی درخواستی پارت ۴ا/ت . خواب بودم که با صدای در زدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط