ONLY MINE

ONLY MINE
PART 25






اسلاید اول لباس ا/ت
اسلاید دوم . سو چانگ هو
اسلاید سوم. عمارت سو چانگ هو


چند ساعت بعد
ا/ت . لباسم رو عوض کردم و رفتم پایین تا با سو برم باندش باید اعتمادش رو به دست بیارم تا بزاره تو اتاق خودش برم اما ون گاوصندوق واسم دردسره اگه اگه رمزش رو پیدا نکنم هر کاری هم که بنکنم بیفایده اس باید یه جوری از زیر زبونش بکشم بیرون ولی اینم خیلی خطر ناک و پر ریسکه..‌.
یه نفس عمیق کشیدم و رفتم پایین ..
ا/ت . سلام ارباب
چانگ هو .‌ سلام ... آماده ای بریم باند ؟
ا/ت . بله ارباب حاضرم
چانگ هو. خوبه بیا بریم ( سوار ماشین شدن و به باند سو رفتن و ا/ت از ابهت باند سو دهنش شوکه شده بود
( عکسش باند کوک و باند سو رو پارت بعد می زارم )
بادیگارد در ماشین رو برای سو و ا/ت باز کرد و و آنها پیاده شدن ا/ت و سو خواستن از محوطه زد شن و برن داخل که یکی از افرادش جلوی ا/ت رو گرفت
فرد . وایستاید
چانگ هو. وو راستی یادم رفت بهت بگم هر وقت یه فرد غریبه بخواد وارد باند بشه تا یه مدت تحت نظره و باید قبل از ورود به محوطه اصلی باید کاملا برسی بشه که یه وقت ردیاب یا چیزی مشابه ون پیدا نشه میفهمی که چی میگم...
ا/ت . ب...بله ... اشکالی نداره( استرس گرفت که نکنه ردیاب رو پیدا کنه چون اگه پیدا بشه همین اول کار . کارش تموم میشه...
یکی از افراد کیف و پرونده ی ا/ت رو برسی کرد و ون یکی بدن و لباسش که ردیابی بهش وصل نباشه فرد کم کم بالا میومد و به ردیابی که گوشه یقه ا/ت بود نزدیک شد ا/ت چشماش رو بست و کار خودش رو تموم دونست و آماده داد و فریاد شد که فرد گفت..
فرد . هم چی مرتبه قربان ... می تونید وارد شید
ا/ت . بله ... ممنون ( نفس عمیق آروم و وارد محوطه اصلی شد
چانگ هو. چرا استرس گرفتی !؟
ا/ت . هی... هیچی اخه این اولین بار به مرد اینطور تو لباس و بدنم دنبال ردیاب میگرده یه جوری شدم ببخشید ارباب
چانگ هو . آها نه اشکالی نداره ... این روند ۷ روز تا اعتماد کامل ادامه داره گفتم که در جریان باشی ..
ا/ت . بله ارباب ممنون
چانگ هو . خیل خوب اتاق کار تو دقیقا کنار اتاق منه بریم نشونت بدم
ا/ت . بله ارباب بریم
رفتند چند طبقه بالاتر
چانگ هو . خیل خوب اینجا اتاق کار تو عه الان چند نفر رو میفرستم تا پرونده ها رو واست بیاره برو داخل و منتظر باش
ا/ت . چشم
چانگ هو . سری تکون داد و وارد اتاقش شد ا/ت هم همین طور
ا/ت . به محض اینکه وارد اتاق شدم یه نفس عمیق کشیدم نزدیک بود بدبخت بشما ‌.. واستا ببینم این ردیاب کجا بود که جدیدش من مطمنم یه گوشه جای یقه ام بود ...
یکم دنبالش گشتم و دیدم گیر کرده به موهام هوففف فکر کردم افتاده خداروشکر...
یک نفر در زد ..
ا/ت . بله
فرد . پرونده ها رو اوردم خانم
ا/ت . آها بیا داخل ...





ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

سناریو بی تی اس درخواستی وقتی توی مهمونی یکی بهت نزدیک میشه ...

چند پارتی درخواستی پارت آخر کوک . ومد پایین جیمین. فکر نمی ...

ONLY MINE PART 24ا/ت . تقریبا نیم ساعت تو راه بودیم و بعد رس...

ONLY MINE PART 21کوک. ون ردیابی که بهت میدم رو همیشه روی لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط