{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و عشق بود،

و عشق بود،
آن حسِ مغشوشی
که در تاریکی
ناگاه
محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد
در انبوه سوزانِ
نفس ها و تپش ها
و تبسم هاي دزدانه
..............♥️
دیدگاه ها (۰)

این متن طلاست👌👌👌از خياطي پرسيدند: زندگي يعني چه ؟گفت :...

دنیای ما... پر است از دست هایی که خسته نمی شوند از نگه داشتن...

معنای عشق نیزدر سرنوشت من"با تو" "همیشه با تو" برای "تو" زیس...

در دلِ ویرانی،آخرین دل‌خوشی‌امچشمِ ویرانگرِ توست...خسته از ج...

من نمیگویم کسی« بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

در نهایت باید در لحظه زندگی کرد. اگر در گذشته غرق شوی،آینده ...

راز نهفته ای. مثل گلبرگ های رز آبی نایابی، در اعماق قلبم چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط