{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:²²

(ویو مری)

سه روزی میشد که از جونگ کوک خبری نداشتم
دلم میخواست بدونم چیشده اما میترسیدم بهش پیام بدم یا زنگ بزنم

توی فکر جونگ کوک بودم که گوشیم زنگ خورد
جنی بود

جنی:سیلام سیسی

+سلام(بی حوصله)

جنی:چته چرا دپرسی؟

+آه هیچی چیز مهم نیست
تو کاری داشتی؟

جنی:اوهوم میخواستم بگم امشب با بچه ها میریم ب این بار جدیده که کنار خونه کنجی باز شده توهم بیا بریم حالو هوات عوض شه

+نه من واقعا حوصلشو ندارم جنی خودتون بریم در ضمن به احتمال زیاد پدرم نزاره

جنی:اجازتو از بابات میگیرم
دوبارع ی دروغ سر هم میکنیم دیگهه

+آه باشه

جنی:خیل خب حالاا شب بیا توی بار میبینمت

+باشه

و تماسو قطع کردم

اصلا دلم نمیخواست برم بیرون
اما دلمم نمیخواست خونه و پیش راکسون بمونم
این چند روز اعصابش خیلی خورده و انگاری ی اتفاق بدی افتاده

میترسم توی دستو پاش باشم و عصبانیتش رو سر من خالی کنه...
.......

ساعت ۶ بود که پاشدم رفتم حموم

بعد ده مین از حموم اومدم بیرون
موهامو سشوار کشیدم و ی آرایش لایت هم کردم

لباسایی که از قبل آماده کرده بودمو پوشیدم
و از اتاقم اومدم بیرون

خونه توی سکوت عجیبی فرو رفته بود!
بیخیال شدمو از خونه زدم بیرون و ی تاکسی گرفتم و رفتم به سمت بار...
دیدگاه ها (۱)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت ۲۴

پارت ۳۷

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

پسر بد (61)

چند پارتی جونگ کوک

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط