{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندتیم

#اندتیم
وقتی داره با تلفن صحبت میکنه و تو اداشو‌ در میاری

---

**فوما -
*فوما با جدیت روی تلفن با یکی از اعضای گروه حرف می‌زنه، مثلاً درباره‌ی برنامه‌ریزی یه قرار ملاقات.*
تو (در حالی که پشت سرش قایم شدی و با صدای کمی گرفته تقلید می‌کنی): "ببین، من فکر می‌کنم بهترین زمان، ساعت سه بعد از ظهره. چون... چون... چون که آره دیگه!" *صدای خودت رو کلفت‌تر می‌کنی.* "چون که آره دیگه! چقدر هم منطقیه!"
فوما (با اخم برمی‌گرده): "داشتی حرف می‌زدی؟"
تو (با چشم‌های معصوم): "من؟ نه! داشتم با خودم حرف می‌زدم. داشتم به حرفای خیلی مهمت گوش می‌دادم."
فوما: "واقعاً؟ صدات خیلی شبیه من بود."
تو: "نه بابا! شاید چون خیلی تحت تاثیر حرفاتم، ناخودآگاه صدام شبیهت شده. همدردیه دیگه!"

---

**نیکلاس -
*نیکلاس داره تلفنی درباره‌ی یه مسئله‌ی پیچیده با یکی از همکاراش صحبت می‌کنه.*
تو (با یه لحنِ ادا درآورده و کش‌دار، انگار داری به یه بچه درس می‌دی): "آهاااان! یعنی میگی که... *صدای خودت رو نازک می‌کنی* 'اگر اینطور باشد، پس آن یکی هم...' *دوباره صدای خودت رو کلفت می‌کنی* '...حتماً همین است!'. چقدر هم دقیق!"
نیکلاس (با تعجب گوشی رو قطع می‌کنه و برمی‌گرده): "چی کار می‌کردی؟"
تو: "من؟ هیچ! داشتم به پرنده‌ها گوش می‌دادم. چقدر خوش‌صدا بودن! مخصوصاً اون که شبیه تو حرف می‌زد."
نیکلاس: "چی؟ شبیه من؟ منظورت چیه؟"
تو: "یعنی خیلی سنجیده و باوقار! انگار داشتی یه مقاله علمی می‌خوندی."

---

**ایجو -
*ایجو داره تلفنی با یه نفر بحث می‌کنه، صداش بلند و احساسی شده.*
تو (پشت سرش، با دست جلوی دهنت و چشم‌های گرد شده، صدای خودت رو یه اوج و فرودِ نمایشی می‌دی): "وای خداااا! *با صدای لرزان* یعنی حقیقت نداره؟ یعنی من اشتباه می‌کردم؟ *با صدای بلندتر* نه! این غیرممکنه! *با یه حالتِ غمگینِ اغراق‌شده* قلبم شکست!"
ایجو (با عصبانیت برمی‌گرده): "این صدا چی بود؟"
تو (با لبخندی معصومانه): "کدوم صدا؟ من که داشتم به صدای باد گوش می‌دادم. خیلی غم‌انگیز بود."
ایجو: "صدای باد؟ شبیه صدای من بود وقتی داشتم با اون یارو حرف می‌زدم!"
تو: "جدی؟ شاید ما دوتا با هم هماهنگیم! انرژی‌مون یکی شده!"

---

**یوما -
*یوما داره با یکی تلفنی صحبت می‌کنه، شاید داره سعی می‌کنه یه چیزی رو توضیح بده.*
تو (با صدای نامفهوم و تند، انگار که داری سعی می‌کنی کلمات رو قورت بدی): "خب! خب! خب! ببین! اونجوری! آره! همون! چقدر هم واضح!" *صدای خودت رو خیلی کش‌دار و بی‌مفهوم می‌کنی.* "اوووووه! آره! خیلییییی..."
یوما (با تعجب گوشی رو قطع می‌کنه): "داشتی چی کار می‌کردی؟"
تو: "من؟ داشتم سعی می‌کردم یه حشره رو که داشت وزوز می‌کرد، صداشو دربیارم. خیلی شبیه صدای تو بود."
یوما: "صدای من؟ مثل حشره؟"
تو: "آره! خیلی شبیه بود!"

---

**جو -
*جو داره تلفنی با اعتماد به نفسِ زیادی حرف می‌زنه، انگار داره یه شرکت رو مدیریت می‌کنه.*
تو (با صدای بمی که سعی می‌کنی جدی دربیاری، با حرکات دستِ اغراق‌آمیز): "بله قربان! *صدای بلندتر* فرمایش شما کاملاً اطاعت می‌شود! *با لحنی که انگار داری دستور می‌دی* همین الان انجامش می‌دیم! *صدای خیلی سریع و بریده بریده* برو، برو، برو! زود باش!"
جو (با اخم گوشی رو قطع می‌کنه): "خیلی خب، داشتی با کی حرف می‌زدی؟"
تو: "من؟ داشتم با خودم حرف می‌زدم. داشتم به خودم انگیزه می‌دادم که یه کار مهم رو انجام بدم."
جو: "ولی صدات خیلی شبیه من بود وقتی به کارمندام دستور می‌دم."
تو: "جدی؟ پس یعنی منم خیلی مدیرم! ببین چقدر شبیهت شدم!"

---

یام‌یام
دیدگاه ها (۰)

---#اندتیمادامه...**هاروا - *هاروا داره تلفنی با یکی از اعضا...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#and_team #skz #aespa #dts #zd1 #kpop #enhaype...

#انهایپن‌موقعیت: *تو سرت می‌خوره به در یخچال* ---**هیسونگ –...

#انهایپن ---**هیسونگ – تو: هیسونگ… منو ببر شهربازی؟ هیسونگ:...

‌*اسلاید اول*یوما: اون پوست سالم و سفیدی داره و ظاهر بامزه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط