یک هفته بعدسرشام شبشخص سوم
"یک هفته بعد-سرشام-۰۹:۱۴ شب-شخص سوم"
تو این یک هفته همه چی عالی بود...جیم و نیو کار پیدا کرده بودن...تا اینکه امروز سر میز شام یه اتفاقی افتاد...نیو داشت شامش رو میخورد که جیم یه جعبه رو گذاشت رو میز و دوباره به غذا خوردنش ادامه داد...نیو نگاهی به جعبه انداخت...برداشتش و بازش کرد...داخلش حلقه بود...حلقه رو برداشت و بدون یک کلمه حرف زدن انداخت دستش و دستشو برای دست دادن با جیم برد جلو...جیم سرشو اورد بالا و به نیو دست داد
"۰۰:۰۰-اتاق مشترک نیو و جیم"
نیو و جیم اهم اهم کرده بودن و هردو برهنه بودن(زیر پتو)و تختشون هم دقیقا رو به روی پنجره ی قدی و روبه روی ایفل بود...جیم زیر لب اهنگی رو زمزمه کرد
-بدن لختت رو به ایفل اگه این روانی واسه تو رامه جلوی لبای سرخ تو لاله هنوزم خودشو میکنه ثابت...میریزم شراب با طعم لبات
تو این یک هفته همه چی عالی بود...جیم و نیو کار پیدا کرده بودن...تا اینکه امروز سر میز شام یه اتفاقی افتاد...نیو داشت شامش رو میخورد که جیم یه جعبه رو گذاشت رو میز و دوباره به غذا خوردنش ادامه داد...نیو نگاهی به جعبه انداخت...برداشتش و بازش کرد...داخلش حلقه بود...حلقه رو برداشت و بدون یک کلمه حرف زدن انداخت دستش و دستشو برای دست دادن با جیم برد جلو...جیم سرشو اورد بالا و به نیو دست داد
"۰۰:۰۰-اتاق مشترک نیو و جیم"
نیو و جیم اهم اهم کرده بودن و هردو برهنه بودن(زیر پتو)و تختشون هم دقیقا رو به روی پنجره ی قدی و روبه روی ایفل بود...جیم زیر لب اهنگی رو زمزمه کرد
-بدن لختت رو به ایفل اگه این روانی واسه تو رامه جلوی لبای سرخ تو لاله هنوزم خودشو میکنه ثابت...میریزم شراب با طعم لبات
- ۲.۳k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط