{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"یک هفته بعد-سرشام-۰۹:۱۴ شب-شخص سوم"

"یک هفته بعد-سرشام-۰۹:۱۴ شب-شخص سوم"
تو این یک هفته همه چی عالی بود...جیم و نیو کار پیدا کرده بودن...تا اینکه امروز سر میز شام یه اتفاقی افتاد...نیو داشت شامش رو میخورد که جیم یه جعبه رو گذاشت رو میز و دوباره به غذا خوردنش ادامه داد...نیو نگاهی به جعبه انداخت...برداشتش و بازش کرد...داخلش حلقه بود...حلقه رو برداشت و بدون یک کلمه حرف زدن انداخت دستش و دستشو برای دست دادن با جیم برد جلو...جیم سرشو اورد بالا و به نیو دست داد
"۰۰:۰۰-اتاق مشترک نیو و جیم"
نیو و جیم اهم اهم کرده بودن و هردو برهنه بودن(زیر پتو)و تختشون هم دقیقا رو به روی پنجره ی قدی و روبه روی ایفل بود...جیم زیر لب اهنگی رو زمزمه کرد
-بدن لختت رو به ایفل اگه این روانی واسه تو رامه جلوی لبای سرخ تو لاله هنوزم خودشو میکنه ثابت...میریزم شراب با طعم لبات
دیدگاه ها (۰)

خانوما اماده اید برای فیک جدید؟

محل رمان:المان-شهر برلینکاپل:نوا و جولیکارکتر های فرعی:کارین...

"۱۰:۱۶ صبح-پاریس-شخص سوم"رسیدن و از فرودگاه خارج شدن...کنار ...

"پسفردا-ساعت ۰۴:۱۷ صبح-شخص سوم"نیو و جیم تمام زندگیشون رو تو...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p53جونگکوک سرش رو بالا آورد و لبخند کوتاهی زد و...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁶⁴داهی امروز تو شرکت هان موند. به این فکر...

Part:58. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط