{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part ۲۵


که یهو.....

بوی الکل س*ی*گ*ا*ر حالمو بهم زد.
+ته من نمیتونم اینجا صبر کنم حالم بهم میخوره
_بیب اروم خودت گفتی بریم بار به زور نیوردم
+اوکی اقای کیم
رفتم داخل دنبال جیمین و ویلیام بودیم که پیدا کردیم رفتیم نشستیم پیششون
+سلام خوبین
*علیک اره خوبیم شما خوبین
+بد نیستیم
_چی سفارش دادین
! ویسکی
_خوبه
بعد چندین گارسون سفارش هارو اورد و پسرا شروع کردن به خوردن ویسکی بعد چندین کاملا مست بودن.
+عشقم
_جون دلم
+حالت خوبه دارم میترسم
_اره بیب
+مطمعنی
_اره ولی یه چیزی
+چی؟
_خستگیمو در بیار خستم
+چجوری
_رو تخت
+ای پسر منحرف من
_میدی؟
+مگه میشه من به ددیم ندم
_اوخ فدات بشه ددی پاشو بریم خونه
+بریم
با ویلیام و جیمین خدافظی کردیم او از بار خارج شدیم.


که یهو....

ادامه دارد....

(بازنشر شه لطفا)
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۶ تو کامنت

part28ویو ا/ت صبح با نور خورشیدی که چشامو اذیت میکرد بیدار ش...

part ۲۴که یهو... محکم از کمرم گرفت و شروع کردن به خوردن لبام...

part ۲۳+من میرم اماده بشم زود بیا _اوک بیب ویو ا/تبه سمت اتا...

Married compulsoryپارت ۲ویو صبح (یوری )من و ات بیدار شدیم و ...

Porsche

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط