part
part ۲۴
که یهو...
محکم از کمرم گرفت و شروع کردن به خوردن لبام منم دستمو گذاشتم پشت سرش همراهی کردم بعد چندین نفس کم اوردیم از هم جدا شدیم.
+لعنتی چته
_خوشمزه بود
+هههه
_مرض
+چی گفتی
_هیچی گفتم بریم دیر شد
+شنیدم چی گفتی عمرا بدم
_میبینیم
از خونه خارج شدیم به سمت ماشین رفتیم سوار ماشین شدیم و راهی بار شدیم .
تو راه هیچ حرفی نمیزدیم که یهو...
+اه بزار به ویلیام زنگ بزنم ببینم راه افتادن
_باشه ولی عشقم نفسم نگو
+اوم
_به من درست جواب بده اوم چیه
+باشه
_افرین
(تماس)
+سلام عزیزم کجایین
*سلام راه افتادیم چند دقیقه دیگه اونجایم شما کجایین
+نزدیکیم برین بشینین ما هم میاییم
*اوک.بای
+بای
_ هعی
+نکش
_باشه خانوم کیم
+😳😐
_هان چیه؟
+خانوم کیم
_بله بله درست شنیدین
+اووووووو
_اره.رسیدیم پیاده شو
+چش
پیاده شدیم تهیونگ دستمو گرفت وارد بار شدیم .
که یهو....
ادامه دارد......
(بازنشر شه)
که یهو...
محکم از کمرم گرفت و شروع کردن به خوردن لبام منم دستمو گذاشتم پشت سرش همراهی کردم بعد چندین نفس کم اوردیم از هم جدا شدیم.
+لعنتی چته
_خوشمزه بود
+هههه
_مرض
+چی گفتی
_هیچی گفتم بریم دیر شد
+شنیدم چی گفتی عمرا بدم
_میبینیم
از خونه خارج شدیم به سمت ماشین رفتیم سوار ماشین شدیم و راهی بار شدیم .
تو راه هیچ حرفی نمیزدیم که یهو...
+اه بزار به ویلیام زنگ بزنم ببینم راه افتادن
_باشه ولی عشقم نفسم نگو
+اوم
_به من درست جواب بده اوم چیه
+باشه
_افرین
(تماس)
+سلام عزیزم کجایین
*سلام راه افتادیم چند دقیقه دیگه اونجایم شما کجایین
+نزدیکیم برین بشینین ما هم میاییم
*اوک.بای
+بای
_ هعی
+نکش
_باشه خانوم کیم
+😳😐
_هان چیه؟
+خانوم کیم
_بله بله درست شنیدین
+اووووووو
_اره.رسیدیم پیاده شو
+چش
پیاده شدیم تهیونگ دستمو گرفت وارد بار شدیم .
که یهو....
ادامه دارد......
(بازنشر شه)
- ۲.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط