بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ - بر یتیم سلطه جویی نکن -(سوره ضحی آیه 9)
یکبار میتوانی یتیم را در معنای متعارفش بگیری، و آن کسی است که بی پدر و بی سرپرست است. و یکبار میتوانی به عمق معنا بیایی و یتیم را از منظر باطنی بنگری که ارزشی والاست. و تَقهَر را یکبار میتوانی به معنای از خود راندن بگیری، و یکبار میتوانی به عمق معنایش بیایی و آن را به مفهوم چیرگی و سلطه جویی و ضعیف کشی معنا کنی. ای دوست، یتیم در عالَم سلوک، آن یکه و تنهایی است که پشت و پناهش به کس نیست، بندش به جایی بند نیست، رها در هستی است و تکیه به کس و به جریانی ندارد. یتیم سالک فریدی است که بندهای وابستگی را قطع کرده و جز به کل کامل دل به چیزی نبسته است. یتیم بودن، آغاز راه است. و سلوک واقعی با یتیم شدن آغاز می شود. دل بریدن از همه چیز. از همه تعلقات. در چنین کیفیتی، امیدت را باید از همه کس و همه چیز قطع کنی، یکه و تنها شوی، و تکیه به غیر را به دور بیندازی و پا به جهان ناشناخته ها بگذاری. در چنین حالتی، جان بر کف و سر بر دست شده ای. گویی سرت بجای آنکه بر روی گردنت باشد، در دستانت است. و یک ولیّ، چنین سالک یتیمی را پذیراست، او را به قهر از خود نمی راند و در عین حال بر او سلطه جویی نمی کند. و تا گاه وصل، او را به پیش می بَرَد. چنین یتیمی ممکن است در شهر خود و در میان خانواده ی خود باشد، اما از آنها نیست. او یکه و تنهاست و دل در گرویِ ولیّ یی دارد که برایش تجلّی روح الهی است. روزی مسیح(ع) در حال تعلیم و سخن بود که به او گفتند؛ خانواده ات پشت در اَند، و جا نیست که وارد شوند، و او (ع) گفت؛ خانواده ام کسانی اند که از من تبعیت می کنند! آری این داستان، حکایت رفتن است و حکایت بازی های دنیوی نیست، حکایت تعلقات کدام است؟! خانواده در این کیفیت،خانواده معنوی است.واین صله رحم است که هیچگاه نباید قطع شود.
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ - بر یتیم سلطه جویی نکن -(سوره ضحی آیه 9)
یکبار میتوانی یتیم را در معنای متعارفش بگیری، و آن کسی است که بی پدر و بی سرپرست است. و یکبار میتوانی به عمق معنا بیایی و یتیم را از منظر باطنی بنگری که ارزشی والاست. و تَقهَر را یکبار میتوانی به معنای از خود راندن بگیری، و یکبار میتوانی به عمق معنایش بیایی و آن را به مفهوم چیرگی و سلطه جویی و ضعیف کشی معنا کنی. ای دوست، یتیم در عالَم سلوک، آن یکه و تنهایی است که پشت و پناهش به کس نیست، بندش به جایی بند نیست، رها در هستی است و تکیه به کس و به جریانی ندارد. یتیم سالک فریدی است که بندهای وابستگی را قطع کرده و جز به کل کامل دل به چیزی نبسته است. یتیم بودن، آغاز راه است. و سلوک واقعی با یتیم شدن آغاز می شود. دل بریدن از همه چیز. از همه تعلقات. در چنین کیفیتی، امیدت را باید از همه کس و همه چیز قطع کنی، یکه و تنها شوی، و تکیه به غیر را به دور بیندازی و پا به جهان ناشناخته ها بگذاری. در چنین حالتی، جان بر کف و سر بر دست شده ای. گویی سرت بجای آنکه بر روی گردنت باشد، در دستانت است. و یک ولیّ، چنین سالک یتیمی را پذیراست، او را به قهر از خود نمی راند و در عین حال بر او سلطه جویی نمی کند. و تا گاه وصل، او را به پیش می بَرَد. چنین یتیمی ممکن است در شهر خود و در میان خانواده ی خود باشد، اما از آنها نیست. او یکه و تنهاست و دل در گرویِ ولیّ یی دارد که برایش تجلّی روح الهی است. روزی مسیح(ع) در حال تعلیم و سخن بود که به او گفتند؛ خانواده ات پشت در اَند، و جا نیست که وارد شوند، و او (ع) گفت؛ خانواده ام کسانی اند که از من تبعیت می کنند! آری این داستان، حکایت رفتن است و حکایت بازی های دنیوی نیست، حکایت تعلقات کدام است؟! خانواده در این کیفیت،خانواده معنوی است.واین صله رحم است که هیچگاه نباید قطع شود.
- ۴.۷k
- ۲۰ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط