دلم مثل زمان کودکی ها تاب می خواهد
دلم مثل زمان کودکی ها تاب می خواهد
شبیه تشنه ای خسته که مشتی آب می خواهد
شبیه مرد غمگینی که شب تا صبح بیدار است
دلم از هر چه در دنیاست قدری خواب می خواهد
شبیه یک مسافر خسته در بین دو راهی ها
میان این همه واژه سلامی ناب می خواهد
شبیه عکس لای دفتری خاکی که تا خوردَست
دلم چیزی نمی خواهد فقط یک قاب می خواهد
شب است و در دل ظلمت سراغ نور میگیرم
دلم از آسمان شب فقط مهتاب می خواهد
میان این " عزیزم " های بی احساس و تو خالی
" عزیزم " های هم زیبا و هم کمیاب می خواهد
دلم لال است حرفش را از این چشمانِ تر بشنو
دلم را نازنین با بوسه ای دریاب، میخواهد !
شبیه تشنه ای خسته که مشتی آب می خواهد
شبیه مرد غمگینی که شب تا صبح بیدار است
دلم از هر چه در دنیاست قدری خواب می خواهد
شبیه یک مسافر خسته در بین دو راهی ها
میان این همه واژه سلامی ناب می خواهد
شبیه عکس لای دفتری خاکی که تا خوردَست
دلم چیزی نمی خواهد فقط یک قاب می خواهد
شب است و در دل ظلمت سراغ نور میگیرم
دلم از آسمان شب فقط مهتاب می خواهد
میان این " عزیزم " های بی احساس و تو خالی
" عزیزم " های هم زیبا و هم کمیاب می خواهد
دلم لال است حرفش را از این چشمانِ تر بشنو
دلم را نازنین با بوسه ای دریاب، میخواهد !
- ۲.۱k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط