me My many years of lov

me: My many years of lov
Part:⑤①
~قدر خواهرمو بدون هر کی بود همچسن کاری نمیکرد عوضی خیانت کار
☆راست میگه(سرد)
-دیگه سرد رفتار نکن
☆باشه.. من خوابم میاد میرم
_~#باشه
♡♢ما هم میریم
~_#خداحافظ

ویو فردا
با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم رفتم لباس فرمم رو پوشیدم ساکم و چمدونم رو جمع کردم امروز بلخره میریم خونه آخیش دیدم اونا هم مثل جت کاراشونو کردن با هم رفتیم سوار اتوبوس شدیم اتوبوس هم حرکت کرد


♡ولی از نظر من نباید فعلاً میبخشیدیش
♢راست میگه
☆نمیدونم شاید واقعاً دست خودش نبوده
♡♢اینم هست(باهم)
☆بچه ها امروز پایه این بریم پاساژ کلی لباس بخریم
♡♢آره (باهم)
☆چرا انقدر تِلِه پاتی میکنید
♡♢نمیدونم (باهم)
☆رسیدیم مدرسه بلخره
♡به این زودی
♢وایی دلم براتون تنگ میشه
☆امروز همو که میبینیم
♢پایه یه کلاب نیستین؟
♡هوممم(زیر چشمی شیطونی نگاهش میکنه)
☆هستیم (میاد جلو و اروم میگه)
پس بای بای آ راستی. نیونگ با منه بیا دیگه
♡من خودمم یادم نبود
♢موازب خودتون باشید
☆♡باشه تو هم همینطور بای

ویو خونه
☆آخیش بلخره رسیدیم
♡حس آرامش رو تو هم حس میکنی
☆آره
آجوما: دو بلخره اومدید
♡☆آره
آجوما: خوش اومدید
~منم اومدم
-خب منم اومدم
☆ایش باز دعواشون شد
♡افراطی ها
-~زهر مار
☆من میرم وسایلم رو بچینم و یه دوش بگیرم بیام
♡~-باشه

ویو میونگ
دیدگاه ها (۲)

me: My many years of lovPart:⑤②اسلاید دوم لباس میونگاسلاید س...

me: My many years of lovPart:⑤③ویو میونگدرو برام باز کرد نشس...

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕عشق مافیاویو بورام یه نفر اومد دنبالم که ببرتم تو عمار...

رمان( عمارت ارباب) پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط