{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم روی سرم قرآن گرفت

مادرم روی سرم قرآن گرفت
آیه‌ها در پیش چشمم جان گرفت

ابرها از چار سو گرد آمدند
رفتم و پشت سرم باران گرفت

#عمران_صلاحی
دیدگاه ها (۲)

من سایه‌‌ی دلگیر همین شاخه‌ی خشکمیک عابر دل خسته به پایم ننش...

تو رفتی و دل غافل از عهدی که گسسته‌ستاز حادثه‌ی دوستی ات دست...

برای نجات همه هموطنان عزیزی که زیر آوار هنوز نفس میکشند دعا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط