زندگی احساسی من

زندگی احساسی من
p14

بکی:خدایا من چه گوهی خوردممم الان دیگ حتا تو چشامم نگا نمیکنههه

تسوکی:بسملااااا چه غلطی کردمممممم من باید خودمو پرت کنم تو ابببب وایییی(بکی میبینه)

بکی:ت.تس.تسوو.تسوکییییییی

تسوکی:همسرمممممم

بکی:(میاد بغلش کنه که میپره تو اب)

تسوکی:بکییییییی

بکی:خداحافظظظظ

تسوکی:هنننننن(پرید تو اب)

بکی:هیی تو چرا پریدی دنبالم نیاااا

تسوکی:کجا میریییی

بکی:دنبالم غلعلعلعزااتتدحتاا(درحال خفه شدن زیر اب)

تسوکی:دستمو بگیررر

بکی:بروووووو

تسوکی:عه بسه دیگ خدافظظ

بکی:نه نه گوه بخلعبخبهبفهب

تسوکی:اهههههه

انیا:دامیان بنظرت الان چیمیشه

دامیان:ازدواج میکنن دیگ دوبار جلو مردم لب گرفتن

انیا:شتتتتتت

بکی:داری چیکار میکنی؟

تسوکی:دارم طناب میبندم که نریم تو اب

بکی:(لباشو میبوسهههه)
دیدگاه ها (۱۷)

زندگی احساسی منp15تسوکی:چیشد؟ بکی:بایییییییانیا:هعی(بکی اومد...

امروز روزه دبیو بی تی اسسسسسسس خوشحالمممم>>>>>

زندگی احساسی من p13(شب مهمونی انیا) تسوکی:هی دامیان مطمئنی ا...

حیححح🥲🦋

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط