{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم

چشم وا کردم و دیدم
ڪ خدایم
" تــو " شدی

دفتر پر غزل خاطره هایم
" تـو " شدی

در سرم نیست
بجز حال و هوای
" تــو " و عشق

شادم از اینکه
همه حال و هوایم
" تــو " شدی

‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱۴)

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم و دگر بارطلب بوسه ی بیجا ...

مــی دانـــیاگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنمبرای ِ بـی آرزو ب...

هـــــمیشہ بـر آنمڪـــــہ دل ڪـــــسے رانشـــــڪـــــنم ....

تو راحت باش من محوِ تو هستمببین ساڪت ڪنارِ تو نشستماگـر یادِ...

مینویسم از عشق میخوانم سکوتمیخوانم سکوت درک میکنم رهادرک میک...

بنویسیم روی خاک رو درخترو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی ب...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 22[ویو سلین]بعد از اینکه از دفتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط