می دانی

مــی دانـــی

اگـــر هنوز هم

تورا آرزو می کنم

برای ِ بـی آرزو

بودن ِ من نیست

شــایـــــد...

آرزویــی زیبـــاتــر از

تــو ســراغ ندارم
دیدگاه ها (۲۰)

اوج غم این قصہ ...در این شعر ...همین جاست...😔 😔 😔 من بے تو.....

کاش زنگ میزدی ...و منو از این حال نجات میدادی....

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم و دگر بارطلب بوسه ی بیجا ...

چشم وا کردم و دیدمڪ خدایم" تــو " شدیدفتر پر غزل خاطره هایم"...

ببخشید مامان هرین حالش مثل قبل نیست و دیگه نمی تونه فعالیت ک...

چرا هر شش سال یه بار میاد؟ بچه ها خیلی دلم می خواد پست بزارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط