{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهاب قیومی عکاس این عکس در صفحه شخصی اش نوشت: تا حالا کدو

شهاب قیومی عکاس این عکس در صفحه شخصی اش نوشت: تا حالا کدومتون ایستاده خوابتون برده!! اونم تو اون سرو صدا و گردو غبار... از وقتی که رفتم همش زیر نظر داشتمش فعال بود از اینور به اونور... ساعت حدود 3 بود دیدم وایساده خوابیده رفتم پیشش خواستم بیدارش کنم که بشینه بخوابه که یهو صدای بولدوزر از خواب پروندش منو دید گفتم چرا نمیشینی خسته ای بشین گفت نه نه تو بشین من نمیشینم اگه سردته بیا ماشینو روشن کنم گرمت شه گفتم خدا خیرت بده و رفت سمت کارش دم صبح صبحانه میدادن کمک های مردمی واقعا دستشون درد نکنه منو دید دارم هی میرم اینور هی اونور برای عکس گرفتن ، دستمو گرفت و گفت ببینم صبحونه خوردی؟؟ از اونجا که با غذا دشمن خونی ام گفتم نه حالا وقت زیاده میخورم گفت: میخورم چیه بیا ببینم دستمو گرفت و برد سر دیگ حلیم یه کاسه حلیم داد دستمو گفت تا تهشو باید بخوری این چند ساعت من ندیدم چیزی بخوری بخور قوت داشته باشی خلاصه منم هیچ راهی جز چشم گفتن نداشتم و خوردم.


کانال تلگرام
https://t.me/digimihan
دیدگاه ها (۱)

این تصویر به کمک ٨٤٣٥٩ نفرساخته شده است کانال تلگرامhttps://...

سلام به روز و روشنیسلام به آهنگ خوش زندگیسلام بر دوستان خوبم...

صبحتان نورانےو رنگین‌تر از رنگین ڪمانروزتان فرخندہو از مهربا...

تو زندگی روزمره ممکنه عصبانی یا ناامید بشیم! اما همیشه درونم...

امروز برای اولین بار رفتم دندون پزشکی دست و پام داشت میلرزید...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

shede and shineپارت 7ویو یوری چشامو باز کردم ...... همه چی ی...

پارت 13......................

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط