{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم فکر میکنم یه روزی تو یه سال نه چندان دور میشینیم ب

‌دارم فکر میکنم یه روزی تو یه سال نه چندان دور، میشینیم به تماشای این روزا و شبایی که مثل برق و باد گذشت.به روزایی که قضاوت کردیم دروغ گفتیم تهمت زدیم دل شکوندیم حتی به شب هایی که بخشیدیم محبت کردیم شکستیم موندیم رسیدیم و دوباره بلند شدیم.دارم فکر میکنم یه روز میشینیم زیر همون آسمون،کنار همین زندگی،به تماشای روزا و شبایی که هرلحظه ش ارزش شکستن و دلخوری هارو نداشت.هر روزش تاب تحمل اونهمه بی مهری و اضطراب و نداشت. دارم فکر میکنم یه روز به داشته هایی که قدر ندونستیم و به راحتی از دستش دادیم غبطه میخوریم...
دیدگاه ها (۱)

‌آدما همیشه منتظرن، منتظر یه اتفاق، یه روز، گاهی هم یه آدم.....

‌آدمهایی را دیده ام که هر روز حال خوب خیرات میکنند.همان هایی...

‌ما حواسمان نبود!آدم هایی که با نشاط و قوی به نظر می رسند و ...

‌به سلامتی سکوت که سرشار از ناگفته هاست!جرأت کنید حقیقی باشی...

۶۰ تایی مون مبارکککککک🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀اما من عاشقتم !پارت ۱۱ ویو کوک ...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

ناگهان، من و میهو همزمان چشم باز کردیم.چشمامون نور خالص داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط