{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیف نون تنها تو پارک نشسته بود ميگفت اومدم برم دانشگاه نذ

حیف نون تنها تو پارک نشسته بود ميگفت اومدم برم دانشگاه نذاشتي اومدم برم سرکار نذاشتي اومدم برم خارج نذاشتي، بهش ميگن :اينجا کسي نيست داری با کي حرف ميزني ؟ ميگه با کون گشادم...
دیدگاه ها (۱)

خنگول با زنش دعوا میکنه میره لامپ رو خاموش میکنه. زنش میگه و...

طرف میره ثبت احوال میگه:میخوام اسمموعوض کنم میگن:اسمت چیه؟می...

ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻬﺎ ﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﻣﺠﺮﺩ ﯾﺎ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻣ...

بعضی وقتها عقل آدم یه چیز میگه و دلش یه چیز دیگه،اصلا هر دو ...

سناریو جونگکوک

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

تو منو دوست داری؟پارت ۲۸ویو بکیانیا هروقت میومد چشماش قرمز ب...

رمان تهیونگ

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#زیبا #خاص #حرف_دل #دلنوشت #متن #متن...

عشق زار آلود(Mysterious Love)Part:1ویو رمان:خونه ساکت بود پد...

crazy spies | P³( فردا )-یارو ک اصن نگفت ماموریت چیع-والا-یو...

سناریو بی تی اس درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط