{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان تهیونگ

نام رمان :اتاق شماری 7

نام اینگلیسی :روم نامبر سِوِن

[ROO Number seven]

(پارت سیزدهم)

___________________________

چرخیدم تا برم سمت اتاقم که تهیونگ جلوم ظاهر شد چسبیدم به کابینت تهیونگ اومد نزدیکم

"_بیبی تو اینجا چیکار میکنی

چون نون تست داخل دهنم بود نمیتونستم حرف بزنم فقط با چشمای از کاسه در اومده داشتم نگاش میکردم
پارچ رو روی کابینت گذاشتم و نون تست از دهنم در آوردم

" +من اومدم آب بخورم
"+بعدش دیگه گشنم شد نون تست برداشتم


سرمو پایین دادم بعد گفتم

"+ببخشید بهت نگفتم بدون اجازه نون برداشتم

تهیونگ چونمو گرفت و سرمو آورد بالا به چشمام زل زد لباشو آورد نزدیکم

" _دخترم اگه گشنت بود چرا بهم نگفتی چیزی برات سفارش بدم

وقتی حرف میزد گاهی اوقات لباش برخورد می‌کرد به لبام
سرمو چزخندم و آروم گفتم

"+ممنون

تهیونگ صورتمو گرفت طرف خودش کرد

"_هنوز بهم عادت نکردی ولی چند دقت که اینجا بمونی عادت میکنی

با این حرفش فهمیدم هیچ وقت قرار نیست منو برگردونه پرورشگاه و من دیگه به آرزویی که دارم نمیرسم با این فکر قطره ای اشک از چشمام اومد

تهیونگ تا این صحنه رو دید گفت

" _ا/ت چرا گریه میکنی

زود با پشت دستم قطره اشکمو پاک کردم

" +نه چیزه.. میگه برم؟

تهیونگ فاصله گرفت بعد سرشو تکون داد

زود نون رو داخل دهنم کردم و پارچ و لیوان رو برداشتم و با سرعت رفتم سمت پله ها

از پله ها بالا رفتم و وارد اتاق شدم و در رو بستم

"+هوف.....

رفتم روی تخت نشستم و شروع کردم به خوردن نون

که یهو صدای باز شدن در اومد سرمو چرخوندم طرف در که تهیونگ وارد اتاق شد اومد کنارم روی تخت نشست همی نون ها رو خورده بودم فقط یک تکیه کوچولو داخل دستم بود

" _دیگه نون نیست

"+فقط یک این هست (به تکه نون داخل داشتم اشاره کردم)

"_نمیخوام

با حرفش نون رو بین لبام قرار دادم تا میخواستم نون رو وارد دهنم کنم تهیونگ......

________________________

بفرمایید اینم از پارت سیزدهم 💞🌿
دیدگاه ها (۶)

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

ملکمو فالو کنید ✨💞elena_e_e

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

چند پارتی (درخواستی)

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

my love part 105

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط