{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ریندو ا/ت رو بلند میکنه و میبر روی مبل و باهم میخوابم

ریندو ا/ت رو بلند میکنه و میبر روی مبل و باهم میخوابم
ران:ریندو تختخواب چرا شکسته؟
ریندو:چرا داد میکشی کله صبحی
ران:صبح کجا بود ساعت ۱۱:۳۰‌ دیشب شب گرمی داشتی مثل اینکه تخت شکسته بدبخت ا/ت
ریندو: به توچه
ا/ت:ریندو آرام تر
ریندو: باشه عشقم
ران: باشه عشقم (ادای ریندو رو درمیاره)
ا/ت:ریندو من میرم خونه خودم دیگه
ران: بودی حالا مبل ریندو میشکوند(داره تیکه میندازه به ریندو)
ریندو: ران میشه بست کنی
ران:نه
ریندو: واقعا که
ران:واقعا که(ادای ریندو رو درمیاره)
ریندو:من میبرمت خونه ا/ت
ا/ت:باشه
نویسند:ا/ت آماده میشه و ریندو ا/ت رو میبره خونه
یک هفته میگذره
ا/ت:ریندو راستی باتخت چیکار کردی
ریندو:یه دونه جدید خریدم چی شد
ا/ت:همین شکل عق عق( داره بالا میاره)
ریندو:حالت خوبه عزیزم
نویسنده: ریندو ا/ت رو میبره بیمارستان
دیدگاه ها (۰)

نویسند: توی بیمارستان ا/ت چندتا آزمایش میده بعد از چند ساعت ...

تاکمیچی: چرا بهم نگفتی تاکمیایزانا: چون بهت ربطی نداره تاکمی...

نویسنده: ریندو ا/ت رو به خونه اش دعوت کرد و به ران گفت که ا...

از ۱تا۱۰ بهم نمره میدین؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط