{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خیابون وایساده بودم اومدم از پسره آدرس بپرسم

تو خیابون وایساده بودم اومدم از پسره آدرس بپرسم

گفتم ببخشيد......

گفت خواهش ميکنم و رفت |:

من :|

پسره:)
پسر بودن جرم نیست....بیماری هم نیست..فقط یکم خنگن همین....بیایید با آن ها مهربان باشیم :|
دیدگاه ها (۱)

روی شیشه دوغ نوشته: دوغِ گازدارِ کربناته تزریقی گرما ندیده ه...

ﭘﺴﺮﯼ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻧﺪ...

ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﯿﻔﻮﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪﺷﺎﺩﯼ ﺑﺨﺶ ﺑﺎﺷﻪ....

صبح بهم التماس میکرد کهنرو :( منو تنها نذار!!بهش گفتم منم ع...

پارت ۷ دو دقیقه چشم تو چشم شدن که تهیونگ گفت ∆ شما دانش آموز...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

صبح بخیر به چشمات برای چشمهایی که همه چیزاز آنجا شروع

سعی کردم روی اوسیم توی گاچا لایف (گشادیم میاد تو گاچا کلاب د...

the first lie

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط