HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
Part9
بورام:تو فکر میکنی من الان میگم که اره منم عاشقم؟(از خداتم باشه)
جونگکوک:نیستی؟
بورام:فکر میکنی اون همه درد تو جای سرد و تاریک همشون رو با یه معذرت خواهی می بخشم؟(بغض)
(بورام پاشد که بره)
جونگکوک:کجا میری؟؟؟
بورام:زیرزمین
جونگکوک:اخه چرا
بورام:نمیخوام پیش تو باشم
جونگکوک:(دستش رو گرفت) به خاطر من داری اینجوری میکنی؟
بورام:اره به خاطر تو(دستش رو کشید)
جونگکوک:پس صبر کن بگم اتاق آماده کنن
(گوشیش رو برداشت و هماهنگ کرد)
(خدمتکار اومد)
خدمتکار:گفتین که اتاق آماده کنیم آماده هست
جونگکوک:بورام بذار بغلت کنم خواهش میکنم(بغض)
بورام:باشه
(جونگکوک بورام رو محکم بغل کرد ولی بورام اون رو نه)
جونگکوک:خیلی دوست دارم
بورام:ثابت کن پس
جونگکوک:باشه،هر کاری میکنم
(بورام رفت)
ویو بورام:یه اتاق درست رو به رو اتاق جونگکوک بود وارد اتاق شدم قشنگ تر از اتاق خودش بود همه چی بود اتاق نبود خونه بود
رفتم خوابیدم صبح با درد پاشدم رفتم دیدم که....
شرایط:۴ لایک
۳ کامنت
Part9
بورام:تو فکر میکنی من الان میگم که اره منم عاشقم؟(از خداتم باشه)
جونگکوک:نیستی؟
بورام:فکر میکنی اون همه درد تو جای سرد و تاریک همشون رو با یه معذرت خواهی می بخشم؟(بغض)
(بورام پاشد که بره)
جونگکوک:کجا میری؟؟؟
بورام:زیرزمین
جونگکوک:اخه چرا
بورام:نمیخوام پیش تو باشم
جونگکوک:(دستش رو گرفت) به خاطر من داری اینجوری میکنی؟
بورام:اره به خاطر تو(دستش رو کشید)
جونگکوک:پس صبر کن بگم اتاق آماده کنن
(گوشیش رو برداشت و هماهنگ کرد)
(خدمتکار اومد)
خدمتکار:گفتین که اتاق آماده کنیم آماده هست
جونگکوک:بورام بذار بغلت کنم خواهش میکنم(بغض)
بورام:باشه
(جونگکوک بورام رو محکم بغل کرد ولی بورام اون رو نه)
جونگکوک:خیلی دوست دارم
بورام:ثابت کن پس
جونگکوک:باشه،هر کاری میکنم
(بورام رفت)
ویو بورام:یه اتاق درست رو به رو اتاق جونگکوک بود وارد اتاق شدم قشنگ تر از اتاق خودش بود همه چی بود اتاق نبود خونه بود
رفتم خوابیدم صبح با درد پاشدم رفتم دیدم که....
شرایط:۴ لایک
۳ کامنت
- ۱۸.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط