{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر، هر هفته این درد و زجر عمیق به سراغم می آید و مرا از

مادر، هر هفته این درد و زجر عمیق به سراغم می آید و مرا از درون نابود می کند. هر بار که شب جمعه سر می رسد و من به یاد تو می افتم، تمام وجودم از درد و زجر لبریز می شود و دیگر هیچ حس خوبی درونم وجود نخواهد داشت. راستش را بخواهی خودم هم این درد و زجر را دوست دارم چرا که نمی خواهم نسبت به تو که تمام زندگی ام بودی بی تفاوت شوم. عزیزانم، بیایید با هم فاتحه ای هم برای مادر خودم و هم برای تمام مادرانی که آسمانی شده اند ختم کنیم.
دیدگاه ها (۰)

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط