{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موهایش سپید گشت؛کودکی ک دفترچه خاطراتم را خواند...

موهایش سپید گشت؛کودکی ک دفترچه خاطراتم را خواند...
.
.
.
.


.
.
.
.




.
.
.
.
.
.
.
.
.




.
.
.

.
.
.
.
چون با سر،کردمش تو گونی آرد
که بفهمه دفترچه خاطرات یه چیز شخصیه..کاملا شخصی!!!!
والاخخخخ
دیدگاه ها (۱۴)

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

سلام بچه ها اینشون یه نویسنده بینظیر هستند تازه فقط یه پارت ...

دو پارتی غمیگن از کوکو...پارت ۲ و اخر

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒صبح روز بعد، سئول هنوز درگیر ...

فیک : بین راندها

I'm not jealous part 33نگاهی به وضع بار انداختم ایا واقعا به...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

سر جاش خشکش زد اینکه که گول میارو. خورد و با اون خوابید و نا...

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط