{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part13

دیگه خسته شده بودیم همه رفتیم خونه

(فردا)
با صدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم خدایا یه بار من خواب راحت نداشتم گوشی برداشتم بدون اینکه نگاه کنم کیه
+ها
ـ خانم کوچولو خوابی؟
با شک نشستم
+ چی آره خواب بودم
ـ درو باز میکنی؟
+مگه جلو دری؟
ـ آره
قطع کردم زود رفتم سمت در بدون اینکه ذره‌ای به قیافم توجه کنم در باز کردم که جونگکوک با شک نگام میکرد
یه نگاه به خودم کردم که فهمیدم با یه تاپ و یه شورتم جلوشم سریع رفتم تو اتاقم لباس بهتری پوشیدم صورتمو شستم موهامم مرتب کردم رفتم بیرون روی مبل نشسته بود رفتم پیشش
+خب؟
ـ اومدم ببینمت و باهم بریم بیرون
+این وقت صبح؟
ـ بلاخره باید از این سه روز تعطیلی نهایت استفاده رو برد
+ خیله خب چیزی خوردی؟
ـ نه آماده شو بریم بیرون صبحونه بخوریم
+الان میام سریع رفتم یه پیراهن سفید با دامن جین پوشیدم موهامو باز گزاشتم یکمم آرایش کردم رفتم بیرون

ـ باورم نمیشه همچین فرشته‌ای دوست دختر منه
+اینجوری نگو خجالت میکشم
تک خنده‌ای کرد
ـ بریم
رفتیم به یه کافه که فضای بازی داشت و واقعا قشنگ بود سفارشامون دادیم باهم حرف زدیم از علایقمون از خودمون
بعد خوردن صبحونه رفتیم دریا تا قدم بزنیم دست در دست کنار دریا راه می‌رفتیم باد آروم می‌وزید جو آروم بود که یه فکر شیطانی به ذهنم رسید سریع دست جونگکوک ول کردم به سمت دریا رفتم حس خنکی تو پاهام حس کردم دستم پر آب کردم سمت جونگکوک پرتاب کردم یکم از لباسش خیس شده بود اولش شکه شده بود ولی بعد به من خیره شد راستش یکم ترسیدم که سریع افتاد دنبالم منم که انتظار نداشتم جیغی زدم سریع فرار کردم با خنده دنبالم افتاده بود همینطور که فرار میکردم می‌خندیدم که منو از پشت گرفت
ـ خانم کوچولو خیلی اذیت میکنی
+فکر کردی حالا که دوست دخترتم اذیتت نمیکنم
باهم خندیدیم







#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۹)

(Just a game?)Part14الان تقریبا دو ماه گذشته و خیلی چیزا تغی...

(Just a game?)Part12 جونگکوک بود +الو؟-خانم کوچولو برو حاظر ...

(Just a game?)Part11لباس فرمم پوشیدم کیفم برداشتم به طرف مدر...

پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط