{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part11

لباس فرمم پوشیدم کیفم برداشتم به طرف مدرسه رفتم همینطور که می‌رفتم صدای بوق ماشینی از پشت سرم اومد به پشتم نگاه کردم جونگکوک بود رفتم به طرفش سوار ماشینش شدم
-چطوری خانم کوچولو
+بد نیستم تو چطوری کوکی
-کوکی؟
+آره لقب جدیدته
خنده‌ای کرد که محو خندش شدم خیلی قشنگ بود
رسیدیم به مدرسه جونگکوک دستم گرفت همه به ما نگاه میکردن رفتیم به طرف بچه ها
جین:مرغ عشقای عاشقم اومدن
همه خندیدن
باهم حرف می‌زدیم که نگاه خیره‌ای روی خودم حس کردم به دور و برم نگاه مردم که چشمم به یونا خورد با پوزخند رو مخی نگام میکرد بهش محل ندادم برگشتم سمت بچه ها

زنگ خورد همه رفتیم سر کلاسامون یا جنا کنار هم نشسته بودیم
+جنا
÷چیه
+امروز یونا بهم زل زده بود پوزخند میزد
÷بلاخره تو با اکسشی معلومه که فشار میخوره
+اهم
یونا برام مهم نبود ولی حس خوبی به نگاهاش نداشتم
بعد کلاس رفتم بیرون دنبال جونگکوک می‌گشتم که دیدمش رفتم پیشش
+کوکی من دارم میرم
-بیا باهم بریم
+باشه
جونگکوک منو رسوند رفتم خونه سه روز تعطیل بودیم مدرسه نداشتیم رفتم لباسامو عوض کردم یکم واسه خودم خوراکی گذاشتم نشستم فیلم مورد علاقه‌ م دیدم
شب شده بود حوصله م سر رفته بود که گوشیم زنگ خورد






#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱)

(Just a game?)Part12 جونگکوک بود +الو؟-خانم کوچولو برو حاظر ...

(Just a game?)Part10سوار ماشینش شدیم تو داخل ماشین تنها صدای...

فالوشه🎀 @kim-nila

(Just a game?)Part7با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم مامانم بو...

(Just a game؟)Part1با صدای زنگ ساعتم از خواب پاشدم سریع رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط