{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 1

با خوشحالی کیک رو از فروشنده‌گرفتم..

به سمت پاساژ ساعت فروشی رفتم..
لوکس ترین و گرون ترین ساعت رو انتخاب کردم..
پولش رو حساب کردم..
چندتا وسایل تزئینی و جعبه کادو خریدم

به سمت ماشین رفتم ،
نایلون هارو داخل صندوق عقب گذاشتم
روی صندلی راننده نشستم و
به خونه برگشتم

ماشین رو پارک کردم و وارد عمارت شدم..

همه جارو تزئین کردم ..
بادکنک های قرمز و مشکی..

دسر های مشکی و قرمز رو روی میز چیدم..
با گل رز قرمز و مشکی، روی میز رو تزئین کردم...
شمع های قرمز و مشکی رو هم چیدم..

به سمت اتاق رفتم و یه لباس قرمز پررنگ پوشیدم

یه رژ سرخ خیلی خوشرنگ زدم و ریمل زدم..
خط چشم مشکی کشیدم و کفش پاشنه بلند قرمز ام رو پوشیدم..

امشب تولد جونگکوک بود..

کیک رو از یخچال برداشتم و روی میز گذاشتم..

کادو هارو داخل جعبه کادو‌گذاشتم و روی میز چیدمشون

چراغ هارو خاموش کردم.. و فانوس های کوچولوی روی میز ، که چراغ قرمز رنگ داشت رو روشن کردم..

صدای باز شدن در عمارت اومد

جونگکوک بود..

سریع پشت در قائم شدم..

جونگکوک ویو

هفف خیلی خسته بودم...
ات از وقتی بلند شده بود خیلی باهام سرد بود، قطعا تولدم رو یادش نیست..
دیدگاه ها (۳)

چندشاتی جونگکوکpart 2(ات سرد بوده چون‌میخواست جونگکوک رو سوپ...

چندشاتی جونگکوکpart 3پشت میز.. دیواری پر از بادکنک های مشکی ...

چندشاتی جونگکوکادامش رو یکی درخواست‌کرد: ادامه میدادی که وقت...

چندشاتی جونگکوکpart 2-آه.. عزیزم خونه بودی...(استرس)- آره..ب...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”"لباس شخصیتها برای زمانی که داخل...

#پری #part16 + خیلی دوست دارم - من بیشتر دوست دارم + خیلی گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط