از این روزها میترسیدم که تو بری و من نتونم از پس این همه
از این روزها میترسیدم که تو بری و من نتونم از پس این همه مشکل بر بیام، نمیخوام بگم دلتنگم این روزها دلتنگی واسه من مفهومی نداره، کاش بودی کاش بودی نه بخاطر دلتنگیهایم به خاطر حرفهای بقیه خسته ام کردن، روی صحنه آمدنت. دهان بسته شدن آنها بود کاش بودی. هر وقت گفتم استوار شدم محکم شدم مشکلی به اندازه کوهی برایم پیش میاد سخته خیلی سخته. تلخ شده روزهام، عشقت فقط در حد حرف بود الانم باید بتونم تحمل کنم هر وقت دلم میگیره بغضم و میشکنم و گریه میکنم میدونی چرا چون نتونستی بفهمی چقدر دوست دارم فقط یاد گرفتی که بری، الان انقدر غرق مشکلات زندگیم کردی که دل تنگت هم نمیشم. (دل نوشته های خودم بعد ظهر جمعه دلگیر)
- ۳.۴k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط