{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بضی وختا باید بغض های زن ها را درک کرد :

بضی وختا باید بغض های زن ها را درک کرد :



بابا آب داد...

بابا نان داد...

بابا فقط آب داد و نان داد، مامان عشق داد

بابا گول شیطان را خورد و شناسنامه اش چند بار پر شد. پر شد، خالی شد

خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادرها خط خوردند

دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند

و بابا چون حق دارد، آب می دهد. نان می دهد

مامان، زوجه

مامان، ضعیفه

مامان، عفیفه

مامان غذا پخت، بابا غذا خورد. مامان لباس را اتو کرد، بابا لباس را پوشید و رفت بیرون ...مامان ظرف شست، بابا روزنامه خواند.

بابا روزنامه خواند و اخبار دنیا را فهمید ولی نفهمید مامان غم داره

بابا اخم کرد. بابا فحش داد.آخه بابا ناموس داره .پشت سر ناموسش حرف بود.

مامان، کار

مامان، پیکار

مامان، تکرار. مامان، بیدار. مامان، خسته،مامان شهلا.مامان دلارام. مامان افسانه،مامان لیلا

بابا نان می دهد و فوتبال خیلی دوست دارد

بابا رونالدو را از مامان بیشتر دوست دارد

بابا می خوابد، مامان می خوابد. مامان می زاید. مامان با درد می زاید. مامان شیر می دهد، بزرگ می کند، حقیر میشود، پیر می شود....

بابا زن گرفت. بابا برای مامان طلا گرفت. مامان بغض کرد

مامان رفت. صیغه یعنی رفتم، رفتی، رفت ... مامان دیگه برنگشت.....

صیغه رو هیچوخ نتونسم کنار بیام :/
دیدگاه ها (۶)

مردم شهر به گوشید...؟امشب همه ی میکده را سیر بنوشید... با مر...

توی یک جمع نشسته بودم بی‌حوصله بودم. مجله‌ای برداشتم ورق زدم...

دلم تنگ است...... دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است...

زن ها فریب کارترینند ...همه چیزشان را پنهان می کنند تنهایی ر...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

دو پارتی درخواستی

پارت پنجم: هتل آبی 🌧️🖤ساعت دقیقاً هفت و پنجاه‌وهشت دقیقه بود...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط