{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"

گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"
نفس عمیقی کشید و گفت :

"یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه"

گفتم : ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.
گفت : بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.

بابک_زمانی
رمان بعد_از_ابر
nari
دیدگاه ها (۸)

اصل موضوع و اولویتها را فراموش نکنیمﻣﺮﺩﯼ ﻗﻮﯼ ﻫﯿﮑﻞ ﺩﺭ ﭼﻮﺏ ﺑﺮﯼ...

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت: "...

زن ها وقتی دلتنگ میشن دوست دارن داستانی که هزار بار واسه کسی...

مادر بزرگم رسما عاشق پدر بزرگم بود یک روز به او گفتم حیف این...

Fake taehyong part:6(ویو ات )اون چهره خود بابام بود با نفس ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط