{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P44

که صورتش نزدیک تر کرد اومد جلو منم عقب رفتم یااا چرا ..چرا اینجوری میاد جلو تو همین فکر ها بودم که دستش اورد روی گونه هام کشید
_رد خامه روی صورتت بود
این گفت و رفت احتمالا وقتی رفتم زیر میز صورتم اینجوری شد هنوز متعجب بودم دستم روی گونه هام کشیدم حس جمع شدن خون توی گونه هام عجیب بود.. لعنتی سایکو سایکووو اون یه پسر لعنتیه فراموش کردی ؟ بیخیالش شو تو هنوزم سایکو ای
سریع سرم به طرفین تکون دادم تا فکرا از سرم بره رفتم اتاقم لباس ماموریت پوشیدم رفتم بالا ذر اتاق یوری باز کردم و دیدم سرش تو گوشیش و داره یچیزی هم مینویسه رفتم اتاقش در کمد باز کردم و پوتین های مشکیم از کمدش در اوردم پوشیدم
_هی هه این میخوای بازم بانک بزنی یا کسی بکشی؟
+خب تو به جینکس وفادار نیستی ولی من و سایکو خیلی به هم وفاداریم پس ازم انتظار تغییر نداشته باش
_. میخوای کجا بری بهم بگو
+بلایی سر خودم نمیارم

این گفتم و رفتم بیرون از اتاقش اسلحم پر کردم رفتم بار همیشگی پیش رفیقای قدیمیم بار مثل همیشه شلوغ بود
_اوو کیم هه این
+رومخ نرو بگو اون کاری که بهم گفتی چیه؟
_خب.. یه مرد به اسم پارک دو شین هست که یه مبارز زیر زمینی حرفه ای و چندین بار قهرمان مسابقات زیر زمینی شده
بنظرم این بار مواظب باش
دستم به صورت دایره روی پیشخوان حرکت دادم و جوری بهش نگاه کردم انگار اصلا برام مهم نیس چی میگه
+که چی ؟..
_خب تازگی با یه باند خلافکار هم دستش تو یه کار بوده براشون ادم کشته ولی بخاطر خیانتی که بهشون کرده همشون دنبالشن که سرش ببرن زیر اب پس اگر بکشیش پول خوبی به جیب میزنی سایکو
+چجوری باید پیداش کنم حالا
_برو به این هتلی که ادرسش فرستادم و بهشون بگو سالاد میوه میخوام این اسم رمز برای اینکه کسی شک نکنه
+باشه
_ولی جدی میگم حالا که جینکس هم نیست به عنوان هکر کمکت کنه مراقب...
+حتی نیازی به شنیدنشم نداشتم ایل سونگ من یه قاتلم
اسکناس پول گذاشتم روی پیشخوان و رفتم بیرون از بار گوشیم باز کردم با دیدن لوکیشن هتل حرکت کردم به سمت هتل گو دانگ

هیونجین ویو:

باورم نمیشد عین یه تیر خلاص بود.. موقعی که برگشتم تا گوشیم رو بردارم چان و دیدم درحالی که صورت هه این پاک کرد و با اون نگاه ها این رفتار چان اینکه دوسش داره عصبیم می‌کنه شاید کل تایم جلسه بهش فکر کردم که با رفتن پدربزرگ و بقیه سهامدار ها منم بلند شدم
_کل جلسه تو فکر بودی خوبی
+عادت به این که بگم خوبم
_من میدونم چی حالت خوب می‌کنه شب های روشن
+بیخیاللش جدا نه
_ولی خیلی وقت با ما وقت نمیگذرونی ار وقتی دوبارع برگشتی پیش خونوادت

پیچوندمش خداحافظی کردم نمیخواستم امروز تو هیچ کار خاصی شرکت کنم برگشتم عمارت که ببینم هه این کجاست اما عمارت خلوت بود
+عام بقیه کجان؟
_پسرم
با صدای مادرم برگشتم سمتش
_بیا یکم باهم صحبت کنیم
نشستم روی مبل رو به روش
+خب مامان چیزی شده
_ببین یه موضوعی هست که پدربزرگت میخواد من باهات درمیون بذارم ولی قبل اینکه عصبی شی بهم گوش کن
+عصبی؟ چی قرار بگی مامان
_لی گایون میشناسی و حتما میدونی چقدر خانواده لی قدرتمندن درسته اونا یه دختر جوون دارن
+درسته اما چه ربطی به من داره..صبر کن مامان
بلند شدم که اونم بلند شد
_ببین تو مجبور نیستی الان تصمیم بگیری ولی لی گایون دختر خیلی خوبیه علاوه بر اون ما میتونیم شراکتمون گسترش بدیم
+اصلا فکر کردی که من چی میخوام، شاید تونسته باشید بعد مرگ نامزد چانگبین اون متقاعد کنید با دختر یکی از سهامدارا نامزد کنه ولی من اینکار نمیکنم
سریع رفتم بیرون اصلا نمیخواستم ادامه حرفش بشنوم

ویو هه این:

قبل ورود به هتل یه هودی گشاد بنفش پوشیدم رو لباسام و ماسکم در اوردم و بجاش ماسک عادی گذاشتم که شناسایی نشم و موهامم جلوی صورتم ریختم وارد هتل شدم
همه جا یه تم کلاسیک و طلایی بود مردم تو خوشگذرونی هاشون بودن و کسی متوجه من نشد خوشبختانه رفتم سمت پیشخوان
+عاام..
_کمکی از من برمیاد خانوم؟
+بله من یه سالاد میون میخوام میتونی بگی سالاد میوه کجاست ؟
با گفتن اسم رمز نوع نگاهش عوض شد اومد نزدیکتر و کارت داد بهم
_طبقه سوم اتاق ۴۶

کارت گرفتم رفتم طبقه سوم با چشم دنبال عدد ۴۶ روی در میگشتم
+خودش پیداش کردم
کارت روی در بردم و در باز شد (از این قفلایی که با کارت باز میشن)
در هل دادم به جلو و وارد هتل شدم صدای موسیقی گرامافون میومد با چشم دنبال کسی گشتم اما انگار هیچکس تو اتاق نبود در دستشویی باز کردم حتی اونجا هم نبود در حمام باز کردم و سمت وان رفتم با چیزی که دیدم شوکه شدم.. یه جنازه مرده توی وان حموم بود که با یخ پوشونده شده بود لعنتی یعنی پارک دو شین مرده؟ ولی ایل سونگ گفت اون ورزشکار این جنازه یه مرد لاغر فکر نکنم این دو شین باشه پس دو شین کجاست
دیدگاه ها (۶)

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: دوهواپیما بلند شد و همه ...

KIM V

KIM V

رمان: قلب در تاریکی

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط