{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلٺنگم …

دلٺنگم …

براے ڪسی ڪہ

آن سوے شهرهاست !

و نمٻدانم …

مٻداند ٻا نمٻداند

هنوز هم

بهانہ ے ٺپٻدڹ دلم ، اوست !


دیدگاه ها (۱)

آن مسافر که سحر گریه در آغوشم کردآتشم زد به دو تا بوسه و خام...

.گلایه عادت چشمان خیس و بارانیستدلم گرفته تر از ابرهای طوفان...

.‍ باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تاجوی و دو جفت چکم...

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشتتنِ تب کرده ی من حسرت گی...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

تــــو رادر غربت ڪدام ڪوچهگم ڪرده ام ..؟ڪه اینچنین آواره‌ے ڪ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

. یک نفر هست که من مست نگاهش شده ام عاشق و شیفته ی چشم سیاهش...

پدربزرگ همیشه می‌گفت:«اگه می‌خوای غصه نخوری،به عقب برنگرد.چی...

#حرفــ‌_قشنگ🎀یــہ استـاد داشتمڪہ میگفتــ وقتےمےخواے یـہ دوست...

موسیقی

دل نبند گاهی چشمانت را ببند بگذار رد شوند تمام ڪسانی ڪہ خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط