{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی یه بانو زیبا که تولدش هست

درخواستی یه بانو زیبا که تولدش هست🥳😘😍

البته ببخشید دیر نوشتم یه مشکل برام پیش آمده بود🥺


<< نکته =بچه ها اینجا ات خواهر تهیونگ و جونگکوک وتهیونگ باهم بحث شون شده>>

عنوان =نقشه‌ی مخفی تولد

Part =1

تهیونگ با هیجان در حال تعریف کردن برنامهی ماهیگیری برای فردا بود که نگاه ا.ت و جونگکوک برای یک لحظه به هم گره خورد. این علامت از پیش برنامه ریزی شده بود. آنها چند روز بود در خفا نقشه میکشیدند. فردا تولد تهیونگ بود و او، غرق در آن سردی نامحسوس اخیر با جونگکوک، کاملاً آن را فراموش کرده بود.

ات با مهارت صحبت را عوض کرد: "فکر کنم فردا صبح زود بریم خرید، یخچال خالیه." تهیونگ که مشغول گرم کردن لیوان چایش بود، فقط با یک حرکت آرام سر موافقت کرد، بیخبر از اینکه این فقط یک بهانه است تا او را از خانه دور کنند.

آن شب، وقتی همه به اتاقهایشان رفتند، ا.ت و جونگکوک در سکوت آشپزخانه ماندند. زیر نور کم چراغ، به آرامی تزیینات، کیک خوشمزه و هدایا را از جای مخفی خود بیرون آوردند. جونگکوک روی یک تکه کاغذ کوچک نوشته بود: "همهی آن حرفها رو ببخش". امیدوار بود این غافلگیری، پلی باشد روی آن شکاف کوچک.

.‌...........
دیدگاه ها (۴)

Part =2صبح روز بعد، تهیونگ با صدای بشاش جونگکوک از خواب بیدا...

Part =3وقتی سه نفر به خانه برگشتند، خانه تاریک و به ظاهر خال...

سلام فندوقام این پیج دوم هست توش درخواستی های شما رو مینویسم...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط