{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


.
.
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم
این چنین عشق تو در سینه نگهداشت منم
.
.
آنکه در ناز فرو رفته و شاداب توئی
آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم
.
.
آنکه از من ته ذهنش خبری نیست تویی
آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم
.
.
آنکه کافر به دل مومن من بود توئی
آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم
.
.
آنکه بر سینه ی من خنجر غم کوفت توئی
او که قامت به قد تیر برافراشت منم
.
.
او که در باغ غزل گشت و خرامید توئی
او که یک بوته در این باغچه نگذاشت منم
.
.
او که عاقل شد و راه خردش جست توئی
آن که در مزرعه اش بذر جنون کاشت منم ...
.
.
دیدگاه ها (۲)

من نمی گیرم چرا تصویر چشمان تو را ؟دستگاه ذهن من باید خطا کم...

.و پشت گیج ترین جای خانه قایم شو!میان یک غزل عاشقانه قایم شو...

من شکستن رانمیدانم...اماهرکس ازکنارم گذشت،شکستن راخوب بلد بو...

باز حواسم را پرت کردی؟باز موهایت را باز گذاشته ای؟آبی،صورتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط