{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول

من کیم یوری هستم یک طراح داخلی
دکوراسیون و طراح خارجی خانه بودم و معروف و بهترین طراح
من تنها زندگی میکردم به دلایلی خانوادم رو از دست داده بودم
من نمیدونستم قراره سرنوشتم با یک پروژه لعنتی عوض بشه و زندگیم از این رو به این رو بشه
یه هفته بعداز پروژه ای که گرفته بودم و یه خونه ی ۳۰۰متری باید طراحی می‌کردم گذشته بود و دنبال پروژه جدید بودم
جئون جونکوک ۳۰ساله یکی از معروف ترین مافیا و بزرگترین مافیا کره و سرد و خشن و همچنین مولتی تیلیاردر و دست راستش ارانگ بود که صمیمی بود باهاش
و جئون جونکوک میخواست یه شرکت دیگه بزنه تو سئول یعنی دومین شرکتش و طراح نیاز داشت هم داخلی و هم برای ساخت شرکت و کیم یوری که بهترین طراح سئول بود رو صدا کرد به شرکتش
یوری:
تقریبا ساعت۴ظهر بود و من به شرکت آقای جئون رفتم نمیدونستم اون کیه اما میدونستم معروفه بنابراین تصمیم گرفتم برم به شرکتش منم که دنبال پروژه بودم
یک کت مشکی کوتاه و یک کراپ سفید و دامن چرم کوتاه مشکی با کفش پاشنه بلند با موهای باز و آرایش ملایم وارد شرکت شدم و یک ادکلن شیرین و گرم زده بودم وارد شرکت که شدم همه یه نگاهی به من مینداختن و در گوش هم پچ پچ میکردن ولی من توجه نکردم و با لبخند ملایمی وارد اتاق آقای جئون شدم
وقتی وارد شدم دستش یک لیوان گرون قیمت که توی اون آبجو بود و بوی سیگار و ادکلن سردش پیچیده بود توی اتاق سلام سردی کرد و از بالا تا پایین منو اسکن کردو نیشخند کوچولویی زد و چشماش برق زد و به مبل روبه روش اشاره کرد و گفت بیا بشین
رفتم و نشستم و اونم پشت میزش نشسته بود و گفت شنیدم تو بهترین طراحی درست میگن یا شایعه الکی پیچیده
تک خنده ای کردم و گفتم من اعتبارم و معروفیتمو به این آسونی بدست نیاوردم آقای جئون بهتر همچین شوخی بی مزه ای نکنید
_واقعا پس خوشبختم باهاتون خانم کیم یوری بهترین طراح سئول
+منم خوشبختم باهاتون آقای جئون من همه چیو پشت تلفن به دستیارتون گفتم
_عااا‌ بله میدونم
+چندسالتونه خانم کیم یوری
+۲۲سالمه آقای جئون
_خیلی جوونی
+میشه بریم سراغ اصل مطلب
_او بله من میخوام یه شرکت ۶طبقه داشته باشم که توی ۶طبقه هرکدوم برای یه کاری پیش بره حالا با اون مسئله کاری نداریم میخوام مجهز باشه هم طراحی داخلی و هم طراحی خارجی منظورمو اگه بفهمی یعنی همه‌چی گرون و بهترین باشه


ادامه پارت بعد✨
دیدگاه ها (۲)

پارت دومیفهمم آقای جئون شما برام توی یه برگه‌ بنویسین چی میخ...

پارت سه_خیلی تو فکر بودم دیگه از فکر دراومدم و رفتم پشت میز ...

سلام دخترا خوبید براتون یه سوپراز دارم به مناسبت ۱۱۵ تایی شد...

سلام فرشتها خوبید من دیگه فیک نمینویسم و این فیک جدیدهم نمی...

رمان: دوست پسر من «معرفی» جئون جونگ کوک :پسری خشن و سرد و جذ...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط