{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نداره نامه ی تلخت

نداره نامه ی تلخت

دوباره اسم و امضایی

داری از من جدا می شی

حقیقت داره تنهایی

به هر ساز تو رقصیدم

نپرسیدم چرا سردی

منی که خوب فهمیدم

نمی خوای دیگه برگردی

هنوزم توی قلب من

مث اون روزا محبوبی

نمی دونی که تا رفتی

به پا کردم چه آشوبی

کجای قصه ای حالا

که شکل آرزوهامی

نمی شناسی صدامو چون

گرفته لحن ناکامی

به احساس تو مشکوکم

به این روزای بی خورشید

دارم از یاد تو میرم

تو چشمات اینو میشه دید

پرم از فکرای منفی

نگو بی وقفه بد بینم

حقیقت داره تنهایی

نگو که خواب می بینم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹: پشتِ درِ بستهنامجون با آرامش در رو پشت سرش بست و قفل...

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

هه نمیدونم چجوری شروع کنم نمیدونم چه بنویسم نمیدونم آیا میتو...

دیگه نمی،شناسمتبگو اونا کین جمع شدن دور و.ورتبگو بگو چی اومد...

ریالیتی شو

استوری عاشقانه تلخی

پارت ۲۴ امشب مامان یه مهمونی گرفته بود که کلی قبل می مونی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط