{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

loveingorhateing

#loveing_or_hateing
#Part29



چون سولی و جین تو اون اتاق بودن رفتیم تو اتاق من
هر سه تامون روی زمین نشستیم که تهیونگ گفت
_ا.ت برو بیرون‌ اول منو جئون حرف بزنیم بعد وقتی گفتم بیا داخل
چشمی گفتم و از اتاق خارج شدم و فالگوش وایسادم که تهیونگ داد زد
_برو یه جای دیگه میدونم فالگوش وایسادی
ایش اصلا میرم پیش آیان
رفتم تو اتاق آیان
آیان داشت به موزیک ویدئو های استری کیدز نگاه می‌کرد که منم پیشش نشستم و باهام شروع کردیم به موزیک ویدئو نگاه کردن
یعنی اونا دارن چی‌ میگن؟
ویو اتاقی که تهیونگ و جونگکوک توش هستن*
(از‌ زبان نویسنده)
تهیونگ نگاهی به جئون کرد و گفت
_داداش تو چندین ساله رفیقمی واقعا ازت انتظار همچین کاری رو نداشتم
جئون کمی بغض کرد فکرش را بکنید واقعا سخت است که از دوست چند ساله‌ات همچین چیزی را بشنوی
جئون غر زنان گفت
_ته تو تا الان عاشق نشدی که ببینی چه حسی دارم
تهیونگ تعجب کرد انگار انتظار شنیدن همچین چیزی را از او،جئون جونگکوک نداشت
تهیونگ گفت
_وایسا ببینم تو عاشقش شدی؟؟
جئون تک خنده ای کرد و ادامه داد
_از همون اولی که دیدمش دلمو بهش باختم!عاشق همه ی جزئیاتش شدم خندیدن،گریه کردنش،غر زدنش،حاضر جوابی کردنش،ورزش کردنش....همه چیش عاشق همه چیش شدم تهیونگ من واقعا عاشقش شدم میدونم الان خیلی عصبانی میشی ولی هر کاری هم باهام بکنی من بازم عاشقش میمونم ته
تهیونگ لبخندی زد چرا که دوست قدیمی‌اش عاشق خواهرش شده است
تهیونگ با لبخند گفت
_درکت میکنم جونگکوک و خب میزارم عاشقش بمونی ولی به یه شرطی
جئون با ذوق و با انرژی پرسید
_چه شرطی؟؟
تهیونگ با کمی مکث گفت
_بهتره یکم زمان بدی تا اونم عاشقت بشه اگه عاشقت نشد باید ازش دل بِکنی کوک
جئون چشمی گفت و ادامه داد
_دلم برا قدیما تنگ شده اصلا چرا بعد از مرگ پدر مادرمون ماهم از هم جدا شدیم؟
تهیونگ سری تکون داد و گفت
_باید کنار هم میموندیم و هوای هم رو نگه می‌داشتیم اون وقت شاید میتونستیم همه مون زندگی بهتری داشته باشیم
جئون تایید کرد و گفت
_موافقم
تهیونگ گفت
_واسه ناهار بریم بیرون؟مهمون من
جئون گفت
_حله عشق داداش
تهیونگ از اتاق خارج شد و داد زد
_ا.ت عزیزمممم کجایی؟
که ا.ت با سرعت به سمت آنها آمد و دستش را روی صورت هر دوی آنها گذاشت
+ببینم سالمید؟چیزیتون نیس جاییتون کبود نشده؟؟
تهیونگ و جئون هر دو زدن زیر خنده و تهیونگ پرسید
_انتظار داشتی همو جر بدیم؟؟
ا.ت غر زنان گفت
+یاااااا کی بود که درو شکوند و اومد یقه‌ی جئون رو گرف؟؟
تهیونگ گفت
_من اون موقع عصبانی بودمو کارام دست خودم نبود راستی قراره وایه ناهار بریم بیرون برو حاضر شو
ا.ت دستانش را به هم کوبید
+آخ جونننننن
ا.ت وارد اتاق شد و......



منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا



خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۱)

#loveing_or_hateing #Part30ویو ا.ت یعنی اونا داشتن چی میگفتن...

#loveing_or_hateing #Part31ویو نویسنده سه بامداد نامجون همرا...

#loveing_or_hateing #Part28_اره راس میگه منم اولین باری که د...

#loveing_or_hateing #Part27تهیونگ بود!با عربده گفت_جئون کجاس...

درمانگر عشق. پارت۱۷

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط