{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۰

فلش بک به خونه ی مادر پدر کوک
م ک: از من هو چه خبر
پ ک: فرستادمش پیش هیونگ شیک
م ک: نه چرا این کارو کردی اون به هیونگ شیک آسیب می زنه
پ ک: منم همینو می خوام
م ک: چرا همینو می خوای
پ ک: چون نمی خوام کوک و ات باهم باشن
م ک: این موضوع ربطی به کوک نداره و کوک ات رو دوست داره
پ ک: می دونم وای از ات خوشم نمیاد
م ک: تو نباید خوشت بیاد اون کوک که باید خوشش بیاد
پ ک: برام مهم نیستتتتتت فقط برام مهمه که من از ات و اون باباش خوشم نمی‌یاد
م ک؛ 😔

فلش بک به بیمارستان(تو حیاطش که کوک و ات هستن)
ات: کوک بریم ازی مامانم و بابام خدافظی کنیم بعد بریم
کوک: اوکی بریم (رفتن)
تق تق(صدای در کوک در اتاق بابای ات رو زد)
پ ت: بفرمایین
کوک: ببخشید عمو اومدیم ازت خدافظی کنیم دیگه
ات: آره دیگه بابا ما بریم من کار دارم
پ ت: باشه پس خدافظ
م ت: خدافظ
کوک و ات: خدافظ

فلش بک به تو راه

کوک: خب کجا می خوای بریم
ات: .....
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲۱ات: می خوام برم پیش دوستمکوک: دوست؟ دوست کیات: دوستم ...

پارت ۲۲ات: دارم میرم حمومکوک: اوکی دیرنیایاات: باشه(رفت تو ح...

بچه ها این پیجی که گذاشتم👇🏻https://wisgoon.com/jimin-1996در ...

پارت ۱۹؟: من لی مین هوم پ ت: چییییییمینهو: حالام دیگه میرم (...

ویو بعد شام ( کوک دست یونها رو گرفت برد سمت ی اتاق ) کوک : م...

ازدواج اجباری پارت نمیدونم چند

ازدواج اجباری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط