{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زخم های بی نظیری به تن دارم

من زخم های بی نظیری به تن دارم
اما
تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیزترین شان


بعد از تو آدم ها
تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند


بعد از تو آدم ها
تنها خراش های کوچکی بودند
که تو را از یادم ببرند، اما نبردند
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی
و هر بار
عزیزتر از پیش
هر بار عمیق تر ...
دیدگاه ها (۲)

تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی توگشته ام مست و خراباتی میخا...

ای چشم خمارین تو و افسانه نازتوی زلف کمندین من و شبهای درازت...

باغ انگور هوسهای تو انگار , تک استدور دامان من از عشق تو پر ...

دلبرا تحریم آغوش تو سخت است و وخیملغو کن، تا من شوم درباغ ان...

برده عمارت جئون

آسمون صاف و آبی اینجا، هیچ شباهتی به دود خاکستری و سقف‌های س...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط