{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ همیشه قبل‌ِ آمدن‌آقا جان حیاط را خوب تمیز می‌کرد

مادربزرگ همیشه قبل‌ِ آمدن‌آقا جان حیاط را خوب تمیز می‌کرد و به گلها آب می‌داد چایی‌نابی‌را دم می‌کردو به دور دست‌ها خیره‌می‌شد آقا جان‌که از شالیزار می‌آمد "دستانش‌بوی‌خوشه برنج‌می‌داد"
شاید برای‌ همین‌ بود که هر بار، با بوسه‌ی‌آقا‌ جان،
عزیز سبز می‌شد.
زیبا بود...
.

#جذاب
دیدگاه ها (۶)

عشق یعنی اشک توبه در قنوتخواندنش با نام غفار الذنوبعشق یعنی ...

خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود.تنها کسی اس...

شیرینی لبخند تو در شطِ عسل نیست معماری اندام تو در تاج محل ن...

عطرروےچادرت ماراروانےمیکندواےعقلم‌ بادلم داردتبانی میکندچشم‌...

اوج نفرت را روی تختش تجربه کرد ، وقتی نور شدید خورشید از پنج...

به نام خدایی که جان و روح را آفریدCENTERقسمت*۲۱*اتاق بوی کهن...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 35✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط