fake kook
fake kook
part*35
شب
تو اتاقم بودم
م:ا.ت سریع بیا پایین
ا.ت: چیشده
م:جونگکوک اومده میگه سریع بیا
ا.ت: اومدم
تو فکر بودم یعنی اتفاقی افتاده سریع رفتم پایین
ا.ت: چیشده
م: بیا
ا.ت: مامان چیه تروخدا بگو
م: نترس بیا
کوک:ا.ت
ا.ت: چیه
کوک: بیا
ا.ت: خب چیشده چرا بهم نمیگی
کوک: میخوام بغلت کنم
ا.ت:اها وایی نمیدونی که چقدر ترسیدم
بغلم کرد
کوک: فک کردی که اسیب دیدم
ا.ت: خدانکنه زبون تو گاز بگیر
کوک: 😊
ا.ت: چیزی خوردی
کوک: نه
ا.ت: وایسا الان برات یه چیزی درست میکنم
کوک: نه نمیخواد
ا.ت: خودت خسته ای هیچی نخوردی
کوک:خدمتکارا درست میکنم
ا.ت: باشه خدمتکار درست میکنه
کوک: ناراحت شدی
ا.ت:نه اصلا
کوک:خب برو درست کن
ا.ت: نمیخوام
کوک: اون کشو دومی سمت راست باز کن پراز
کیمچی دوتا درست کن یکی برای من یکی برای خودت
ا.ت: من نمیخوام
کوک: چرا
ا.ت:یه چیزی خوردم
کوک: خب میتونی برای من درست کنی
ا.ت: چشم عزیزم
کوک: ❤
#کوک
#فیک
#سناریو
part*35
شب
تو اتاقم بودم
م:ا.ت سریع بیا پایین
ا.ت: چیشده
م:جونگکوک اومده میگه سریع بیا
ا.ت: اومدم
تو فکر بودم یعنی اتفاقی افتاده سریع رفتم پایین
ا.ت: چیشده
م: بیا
ا.ت: مامان چیه تروخدا بگو
م: نترس بیا
کوک:ا.ت
ا.ت: چیه
کوک: بیا
ا.ت: خب چیشده چرا بهم نمیگی
کوک: میخوام بغلت کنم
ا.ت:اها وایی نمیدونی که چقدر ترسیدم
بغلم کرد
کوک: فک کردی که اسیب دیدم
ا.ت: خدانکنه زبون تو گاز بگیر
کوک: 😊
ا.ت: چیزی خوردی
کوک: نه
ا.ت: وایسا الان برات یه چیزی درست میکنم
کوک: نه نمیخواد
ا.ت: خودت خسته ای هیچی نخوردی
کوک:خدمتکارا درست میکنم
ا.ت: باشه خدمتکار درست میکنه
کوک: ناراحت شدی
ا.ت:نه اصلا
کوک:خب برو درست کن
ا.ت: نمیخوام
کوک: اون کشو دومی سمت راست باز کن پراز
کیمچی دوتا درست کن یکی برای من یکی برای خودت
ا.ت: من نمیخوام
کوک: چرا
ا.ت:یه چیزی خوردم
کوک: خب میتونی برای من درست کنی
ا.ت: چشم عزیزم
کوک: ❤
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۱.۱k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط