از عاشقانه هایم

از عاشقانه هایم
چند دست شعرِ نگفته ماند
بیا یک بارِ دیگر
یکدیگر را ملاقات کنیم
من شعرهایم را میگویم
تو بعدش به زندگیت برگرد
این چنین نه من از عشق
چیزی یادم میماند
نه دیگر تویی هست تا بازهم
عاشق شوم و برایش شعر بسرایم
فقط یک بارِ دیگر برای آخرین بار ...

#فاطمه_آشوب
دیدگاه ها (۳)

نمیدونیم اسم این کانال چیه! ادمینش کی بوده؟ چندتا عضو داشته؟...

.اینطوری که نمیشود!اصلا چه کاریست هرشب،هرشب به تو فکر کنم،وق...

.فرسنگ هادورتر از اینجا،کسی بدنبال من می گردد...این شعر را د...

‌‌من گفتگوهای طولانیِ قبل خواب را دوست دارمآنجایی که هر دوما...

ارباب مرگبار من پارت ۸از زبان اتسریع فهمیدم گند زدم و نباید ...

P⁶شاهزاده حمایتش را اعلام کرده و موازنه قوا تغییر کرده است. ...

هزارمین قول انگشتی را به یاد اور پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط