{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به او گفت فک کردم فراموش شدم..

به او گفت فک کردم فراموش شدم..
عمیق نگاهش کرد و گف
- به زیبایی صدایت، خال رو گردنت، موهای نرمت،
به چشمانت، به اشکهایت، به گلبرگ لمس نشده ی لبهایت قسم خوردم..
دستش رو گرفت و رو قلبش گزاشت
- تو هنوز اینجایی!
دیدگاه ها (۰)

story

‌مثل‌ همیشه‌ سرگرمی های تکراری ؛‌ پیانو‌ ؛ کتاب‌‌ ؛ گوشی دور...

اگه قراره بیای توی زندگی من بدون من همیشه حالتو قراره بپرسم ...

story

عشقی دوبارهp⁸"ویو شب"ساعت از ۱۰ شب گذشته بود. کوک پاشد رفت س...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.32 (از زبون جون...

سناریو فیک بنگ چان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط