{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش . . .

کاش . . .
آنقدر به من نزدیک بودی
که مژه هایت
را روی گونه ام احساس میکردم
پلک زدنت را نیز هم
و ضربان قلبت که
از گرمای تنم تند شده روی
پوست تنم حفاری شود (:♥️💍


#برای‌همانکه‌خودش‌میداند !..."
#Tak_setareh
دیدگاه ها (۱)

صبح رااز پنجره ی چشمانتتماشا می کنمچه باشکوه ، صبحیست... نگا...

تو را «یواشکے »دوست میدارمنہ نگاهم بہ نگاهت گره خوردنہ دستها...

من ازمیان میلیاردها انسانفقط تو راخواسته ام تویی که هزار سال...

زندگی برای اینکه یکبار دوستت داشته باشمخیلی کوتاههقول میدم ت...

وقتی اولین بارت بود...توی پارتی تهیونگ بودی..کنارت نشسته بود...

رمان عشق من واقعیه part 75 من حتا هنوز نفهمیدم کاملا به جونگ...

برخورد سایه با انرژی آن‌ها، صدایی شبیه به برخورد شیشه با سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط