{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دل شور محرم داشت بارانهزاران قطره ماتم داشت بارانخودم

به دل شور محرم داشت بارانهزاران قطره ماتم داشت بارانخودم دیدم، میان دسته آن شببه روی شانه پرچم داشت باران
دیدگاه ها (۱)

...

...

...

...

این پیاده‌روی، صرفاً یک مسافت نیست؛ یک بیعتِ دوباره است. وقت...

تصور كن ببينى رفت و آمد نيستحرم لبريز زائر نيستمسافر يا مجاو...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویمبا گلوی تشنه و با مشک ...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

رمان تهیونگ و جنی

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط